مدیر محصول

آیا واقعا به یک مدیر محصول نیاز دارید؟

برای ساخت یک محصول عالی، به طراحی و مهندسی نیاز دارید. اما در برخی از شرکت ها در طول روند توسعه یک نقش دیگر هم وارد می شود: مدیر محصول.

یک باور قدیمی وجود دارد که می گوید با پیچیده تر شدن محصول، به کسی نیاز دارید که تصمیم گیری کند، برنامه هایی طراحی کند و آنها را اجرا کند. وجود یک مدیر محصول همچنین اطمینان می دهد که همه چیز به موقع، با توجه به بودجه و بدون ایراد انجام می شود.

اما نقش مدیر محصول یک سری معایب را نیز به همراه دارد. به نظر می رسد وجود مدیر محصول، مالکیت را از افرادی که در واقع کار را انجام می دهند، صلب می کند. به این ترتیب طراحان و مهندسان در حین اجرای یک طرح و درست زمانی که باید برای حل نیازهای مشتری دارای اختیارات بیشتری شوند، به نقش چرخ دنده برای اجرات تصمیمات تنزل پیدا می کنند. مدیران محصولات، هر چند ناخواسته، به هزینه اجرای هر پروژه اضافه می کنند.

ممکن است شما به مدیر محصول احتیاج نداشته باشید. در بسیاری از کسب و کار ها، مدیر محصول وجود ندارد. درعوض، هدف این است که طراحان و مهندسان بتوانند کار خودشان را به بهترین شکل مدیریت کنند و به اعضای تیم اقتدار داده شود و برای رفع اشکالات و پاسخ های احتمالی از یک پایگاه دانش استفاده شود.

وقتی اجرای یک پروژه کار یک مدیر نیست، در واقع کار همه است.

وجود یک مدیر محصول در ترکیب، به راحتی باعث ایجاد سندرم “این کار من نیست” بین افراد می شود. به این ترتیب افرادی که در واقع باید کار را پیش ببرند تمام مراحل برنامه ریزی پروژه، از جمله نوشتن مشخصات، انجام تحقیقات در مورد مشتری و سازمان دهی آنها را به عهده مدیر محصول گذاشته و در مورد انجام هر کار دیگری به غیر از وظایف اجرایی پاسخشان “این وظیفه من نیست” خواهد بود.

وقتی مدیر محصول وجود نداشته باشد، یک اتفاق جادویی رخ می دهد. برنامه ریزی پروژه و کارهای جانبی به وظیفه “همه” تبدیل می شود و طراحان و مهندسان باید برای درک نیاز مشتری دست به دست هم دهند و راه حل های مناسب ارائه دهند.

انجام این کارها به جای اینکه یک بار سنگین روی دوش افراد باشد، آنها را قدرتمندتر می کند، زیرا به آنها احساس مالکیت و مسئولیت می دهد. حسی که با وجود یک مدیر محصول در آنها وجود نخواهد داشت.

استدلال کارآیی

برخی معتقدند وجود مدیر محصول برای افزایش کارآیی لازم است. تفکیک وظایف، به شما امکان می دهد کار بهتر و با ارزش بالاتری را با توجه به تعداد افراد و با هزینه عاقلانه ارائه دهید. مشکل این استدلال اینجا است که هزینه ارتباطات را که قاتل بزرگ سرعت در تیم های محصول است، حساب نمی کند.

اگر یک تیم 3 نفره می تواند خروجی Y را تولید کند، چرا یک تیم 15 نفره نتواند خروجی برابر Y*5 تولید کند؟ جواب در مخارج کلی است. نگه داشتن 15 نفر بطور همزمان بسیار پر هزینه است. واقعیت این است که خروجی یک تیم 15 نفره فقط 2 تا 3 برابر یک تیم 3 نفره است.

مدیر محصول

اضافه کردن حتی یک نفر دیگر به یک تیم باعث ایجاد هزینه می شود. همچنین میزان مسئولیت پذیری افرادی که کار را انجام می دهند، کاهش می یابد. برای اینکه تیم های محصول سریع تر حرکت کنند، باید هزینه ارتباطی کم باشد، به این معنی که تعداد افراد باید حداقل افراد مورد نیاز باشد. مالکیت پروژه باید توزیع شود، که با مفهوم “مدیر” در تضاد است که در آن یک شخص صاحب پروژه است.

یک تیم سه نفره از نظر اندازه ایده آل است. هزینه ارتباطات در یک تیم سه نفره که تمام ابزار مورد نیاز را برای انجام کار در اختیار دارد واقعاً صفر است. پیشبرد کار با چهار یا پنج نفر کمی هزینه ها را بالاتر می برد و تعداد بیش از پنج نفر هزینه های بیشتری را به شما تحمیل می کند.

تیم محصول را با مشتری در ارتباط نگه دارید

مدیران غالباً لایه ای غیر ضروری را بین مشتریان و افراد ارائه دهنده راه حل قرار می دهند. هرچه تعداد لایه ها بین مشتریان و طراحان / مهندسین بیشتر باشد، یک پیام تا زمانی که به دست افراد برسد، بیشتر تغییر مسیر می دهد.

از طرف دیگر، جادوی واقعی هنگامی اتفاق می افتد که طراحان و مهندسین نیاز مشتری را احساس کنند و به آنها استقلال داده شود که هر طوری که مناسب می بینند آن را حل کنند. وقتی نتیجه به جای “مدیر” روی شانه آنها باشد، آنها قادر به انجام بهترین کارها هستند.

تقسیم نقش مدیر محصول

کار یک مدیر محصول بسیار مهم است. اما هدف ما توزیع کار است نه متمرکز کردن آن برای یک نقش اختصاصی.

برای اینکه مدیریت محصول مسئولیت همه باشد، طراحان و مهندسان باید مسئولیت بیشتری را به عهده بگیرند. طراحان وظیفه دارند که از مفهوم اولیه تا پیاده سازی نهایی را با توجه به صدای مشتری پیش ببرند.

یک طراح، تحقیقات مشتری، مشخصات نوشتاری، اسکلت، ساخت نمونه های اولیه و آزمایش را در کنار مهندسان انجام می دهد. آنها همچنین دوره های بتا را نیز خودشان اجرا می کنند تا بتوانند بازخورد مشتری را به صورت دست اول بشنوند. سرانجام، طراح حرف آخر را در مورد راه اندازی خواهد زد.

بدون وجود یک مدیر محصول، مهندسان مالکیت بیشتری در مورد وظایفشان خواهند داشت. آنها مستندات فنی خود را می نویسند، کار و جدول زمانی را مهندسان دیگر هماهنگ می کنند و با کمک گرفتن از یک نرم افزار مدیریت خدمات IT مسئول پیشرفت اهداف هستند.

با رشد یک شرکت، توسعه محصول کندتر می شود، افراد بیشتری به کار گرفته شده و برای موفقیت نیاز به تلاش بیشتر و بیشتری خواهد بود. ما غالباً این چالش ها را درک نمی کنیم و مدیران محصول را استخدام می کنید تا روند کارآمدتر شود.

اما گاهی اوقات وجود این نقش به جای حل کردن مشکل، آن را تشدید می کند. در مقیاس بالاتر، همه چیز کندتر حرکت می کند: این یک واقعیت اساسی است. نکته اصلی برای حفظ بالاترین سرعت ممکن، ایجاد حس مالکیت برای طراحان و مهندسان در مورد کارشان است.

فهرست